فوتبال روز:بازگشت میروسلاو بلاژویچ به فوتبال ایران، آنقدر اتفاق باشکوه و دلانگیزی هست که حتی «شایعه»اش هم میتواند مشتی را به وجد بیاورد.
۱)قصه، فقط قصه سرمربی خوش سر و زبان کروات که روزگاری به جرم «پیری» از فوتبال ما رانده شد نیست؛ بلکه اصل مطلب مربوط به مربیانی همتراز بلاژ میشود که مدتی است نسلشان در فوتبال ایران منقرض شده و هر کدامشان میتوانند برکت را به این اقلیم یخزده برگردانند. از روزی که مصطفی دنیزلی ترکتبار هم کشورمان را ترک کرد تا جایی چند هزار کیلومتر دورتر از مرزهای ایران، موفقیت را با تمام وجود در آغوش بکشد، جریان دست متوسطها افتاد و تمام نیمکتهای مربیگری این مملکت وقف آدمهایی شد که اغلب «هیچ» چیز به فوتبال ایران نیافزودند. شاید بهترین سمبل این نزول کیفی وحشتناک، اوضاع و احوال حاکم بر نیمکت تیم ملی کشورمان باشد؛ آنجا که صندلی ارزشمند برانکو ایوانکوویچها و میروسلاو بلاژویچها و تومیسلاو ایویچها، دربست در اختیار قلعهنوییها و ابراهیمزادهها و داییها قرار گرفت و از همه بدتر، هم اکنون در کف مردی عجیب است که حتی به مدد یافتن غول چراغ جادو هم گمان نمیکرد روزی صاحب این سمت شود...!
2) نمیدانیم قرار است «چیرو» روی نیمکت یکی از تیمهای ملی ایران بنشیند یا باشگاههای متمول لیگ برتری به دنبالش هستند. حتی این را هم نمیدانیم که پیشنهاد مورد بحث بلاژ، اصلا به سرانجام میرسد یا نه، اما آنچه مسلم است اینکه حضور مردانی در قد و قوارههای همین آقای بلاژویچ که داشت به گونهای معجزهآسا بوسنی را به جام جهانی آفریقای جنوبی میرساند، حتی باعث رونق دگرباره فوتبال این مملکت میشود. از شرایط تاسفبرانگیز تیم ملی کشورمان که در گروهش روی پله ماقبل آخر ایستاد اگر نخواهیم بگوییم، میشود پیرامون لیگ باشگاهی نازل این کشور حرف زد که قهرمانش را با شرایطی رقتبار از لیگ آسیایی بیرون میاندازند و البته مربی متوهمش، خودش را با پپگواردیولا قیاس میگیرد! این مصیبتهای رنگارنگ، آفت بیرون راندن مردان بزرگ و نامداری است که میتوانستند و هنوز هم میتوانند و همیشه خواهند توانست به فوتبال کشورهای عقب افتادهتری مثل ایران کمک کنند. وقتی صندلی بلاژ را از او میگیرند و به جای اسکولاری و کاپلو، به برانکو میبخشند و وقتی پست برانکو را به عوض تروسیه و رایکارد، وقف امثال امیر قلعهنویی و افشین قطبی میکنند، نباید از وقوع این همه ناکامی متعجب بود و دچار حیرت و شگفتی شد.
3) سقف فوتبال کشورمان به اندازه قابل توجهی کوتاه شده است. وقتی به گذشته برمیگردیم و متوجه میشویم چگونه مهمترین آرزوی ملیمان از صعود به مرحله حذفی مسابقات نهایی جام جهانی تا حد صعود از مرحله گروهی جام ملتهای آسیا و غلبه بر کرهجنوبی تقلیل پیدا کرده، دیگر تردیدی باقی نمیماند که ناخواسته و ندانسته آب رفتهایم و کوتاه شدهایم. این خاصیت انسان است که وقتی روی سراشیبی سقوط میافتد، ناخودآگاه به آن وضعیت خو میگیرد و نمیتواند متوجه وخامت اوضاع باشد. فوتبال ما هم ذره ذره وارفته، بدون آنکه بدانیم چگونه کارمان از صادرات انبوه لژیونرهای کارآمد، به دیپورت دستهجمعی فوتبالیستهای شاغل در امارات انجامیده و این وسط یکی مثل آندرانیک تیموریان هم که ماههاست محض رضای خدا تماسی میان پاهایش و توپ فوتبال برقرار نشده، در اروپا سرگردان دریافت پیشنهاد است!
4)این اتفاق شاید زبان چرب و نرم و رویاهای دور و دراز مردی مثل بلاژویچ باشد که بتواند یخ فوتبال مشرف به موتما را آب کند. به جای پروازهای نفرین شده و خجالتآور افشین قطبی پس از گشودن قفل نه چندان مستحکم دروازه رقبایی مثل تایلند و سنگاپور، نعش فوتبال ایران محتاج رویاهای دور و دراز یکی مثل «چیرو» است که روزگاری میگفت «اگر ایران به یوگسلاوی ببازد، یک توپ فوتبال را قورت میدهم»؛ راستی حالا کسی در کل تشکیلات فوتبال ایران، جرات فکر کردن به رویارویی با تیمی به قدرت یوگسلاوی 98 را دارد؟!
5) چشم به راهتان هستیم. میروسلاو بلاژویچ یا هر مرد قد بلند دیگری که بشود چند صباحی زیر سایهاش آرمید، مرهم زخمهای اکنون فوتبال ماست. وقتی انگلیس و ایتالیا که مهد فوتبال جهاناند برای یافتن نردبان ترقیشان، سراغ مورینیوها و کاپلوهای خارجی میروند، ما که حالا در صفحه اول رنکینگ فیفا هم جایی نداریم چرا باید خودمان را معطل امثال قلعهنویی و قطبی و دایی کنیم؟ واقعا چرا؟!
شما میتوانید از آدرس زیر وارد صفحه اصلی
سایت شوید: www.footballrooz.com