فوتبال روز:اعلام فهرست متفاوت از ملیپوشان، حضور واسطهها و دلالها در تیم ملی، برکناری احتمالی کفاشیان و کنار رفتن قطبی از تیم ملی، خوش زبانی قطبی و بازی با افکار عمومی، قول قهرمانی جام ملتها و انتقاد کارشناسان و اصحاب رسانه به آن و مسائل مختلف دیگر دلایلی هستند که مانع آرامش قطبی در تیم ملی شدهاند.
افشین قطبی مربیای است که در سال ۱۳۸۶ برای هدایت پرسپولیس به ایران آمد و پس از ۳۰ سال خاک وطن را با کمک سرخ پوشان از نزدیک لمس کرد. قهرمانی قطبی با پرسپولیس در بهار سال ۸۷ جلوه خاصی به وی بخشید تا لقب «امپراطور» را به خود اختصاص دهد. امپراطور سرخهای پایتخت پس از قهرمانی در لیگ برتر اهداف و آمال جدیدی را در ذهن پروراند. مربیگری روی نیمکت تیم ملی فوتبال ایران آرزویی بود که قطبی ان را بارها بر زبان آورد اما پس از کنار گذاشتن امیر قلعهنویی و در حالی که امپراطور به یک قدمی تیم ملی نزدیک شده بود به یک باره نام «علی دایی» نگاهها را به خود جلب کرد و کاری کرد که ناجی پرسپولیسیها و محبوب هواداران فوتبال با بانو یورم به دوبی برگشته و به زندگی در سرزمین شیخنشین امارات ادامه دهد.
وی مدعی است با قدرت به کارش ادامه میدهد و برنامههای زیادی را برای آینده فوتبال ملی ایران در نظر گرفته است. قطبی پاسخهای شفافی به شایعات و انتقادها دارد که ناگفتههای اورا در مصاحبهاش با هفته نامه مثلث می خوانیم.قطبی در راه ترک وطن با ادبیات خاص خودش دستهای پشت پرده را عامل اصلی عدم انتخاب خود به عنوان سرمربی ایران معرفی کرد تا اینکه در اولین سالگرد مربیگری دایی و شکست ایران برابر عربستان در مرحله مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ شرایط برای بازگشت دوباره قطبی به ایران فراهم شود. نحوه بازگشت قطبی و انتخابش به عنوان سرمربی حرف و حدیثهای فراوانی را در پی داشت و همچنان نیز بسیاری درباره نحوه انتخاب این مربی نقدهای متفاوتی را منتشر میکنند.
سومین بازگشت قطبی به ایران حرف و حدیثهای زیادی را در پی داشت. آیا میتوانید برای شفافسازی این موضوع توضیحات کاملی را بیان کنید؟هر فردی آرزو دارد که در شرایطی خاص به مملکت و وطنش خدمت کند. من نیز بارها به صراحت این خواسته ام را گفتهام.نشستن روی نیمکت تیم ملی ایران به عنوان سرمربی آرزویی نبود که من در کوتاه مدت مدت علاقمندش شده باشم بلکه از بدو ورودم به ایران و حتی پس از آنکه پرسپولیس را قهرمان کردم به صراحت این آرزوی قلبیام را گفتم.روزی که برای هدایت پرسپولیس به ایران برگشتم، خاطرات دوران کودکیام در این سرزمین کهن برایم زنده شد و انگیزه برای خدمت به هموطنانم صد چندان شد.مانند یک عاشق آماده خدمتگزاری شدم و حتی خیلی سریع زبان مادریام را تقویت کردم و در کنار پرسپولیسیها لحظه به لحظه خودم را به تیم ملی ایران نزدیک دیدم.
پس از قهرمان کردن پرسپولیس، بیشتر مردم و حتی کارشناسان دوست داشتند که قطبی سرمربی تیم ملی ایران شود اما آن اتفاق به دلایل معلومی برایم رخ نداد.در آن زمان نشستن روی نیمکت تیم ملی خواب را از چشمانم گرفته بود هر چیز این موضوع برایم محقق نشد اما با همه نامهربانیها من ناامید نشدم و با امید به ادامه راه نگاه کردم.پس از ۳۰ سال دوری از وطن به ایران برگشته بودم و عاشقانه فوتبال ملی و باشگاهی را دنبال میکردم، اگرچه شرایط برایم طوری رقم خورد که با انتخاب علی دایی به عنوان سرمربی تیم ملی بار دیگر برای مدتی از ایران بیرون بروم.زمانی که کشور را ترک کردم احساس عجیبی داشتم چون یک حسی در درونم به من میگفت که خیلی زود بر خواهم گشت و تاریخ نشان داد که حسم کاملا درست بود.از پیشنهاد سرمربیگری برای تیم ملی خیلی خوشحال بودم اما یک چیز برایم تردیدآمیز بود.متاسفانه پیشنهاد هدایت تیم ملی در سختترین شرایط به من شد چرا که در مرحله مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ ایران در گروه B از میان پنج تیم در رتبه چهارم قرار داشت.
ما باید در شهرهای پیونگ یانگ و سئول ۲ مسابقه حساس برابر تیمهای ملی کره شمالی و کره جنوبی برگزار میکردیم و شرایط عمومی برای تیم چندان امیدوار کننده نبود.کمتر کسی به پیروزی در کمتر از ۱۱ روز امیدوار بود اما من با واژهای به نام «یاس» بیگانهام و به همین دلیل با وجود کلمه سختیها به پیشنهاد فدراسیون فوتبال پاسخ مثبت دادم.
اما تیم ملی ایران برخلاف قول شما نتوانست راهی جام جهانی ۲۰۱۰ شود؟!
در آن ۳ مسابقه قسم میخورم که تجارب ۴۵ ساله زندگیام را با اخلاص به تیم ملی وارد کردم چون میخواستم با صعود ایران به جام جهانی دل میلیونها ایرانی را شاد کنم.قبول میکنم که داستان ۱۱ روزه من و تیم ملی ایران در مرحله مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۰ پایان غمانگیزی داشت چون ما در کمتر از ۸ دقیقه همه چیز را برای سفر به آفریقای جنوبی از دست دادیم.
زمانی که در پرسپولیس بودید، قبل از هر مسابقه واژه قلب شیر را قبل از رویارویی با حریفان استفاده می کردید، اما در اردوی تیم ملی چنین واژه ای را به کار نمی برید.علت خاصی برای این موضوع دارید؟
علی کریمی، وحید هاشمیان، مهدی مهدوی کیا، جواد نکونام و بیشتر بازیکنان ملی خودشان انگیزه کامل هستند بنابراین بر خلاف پرسپولیس دیگر نیاز نیست که من این واژه را برای ملی پوشان با تجربه و با انگیزه ایرانی به کار گیرم.
چه پاسخی به مردم درباره قول خودتان ارایه کردید؟
قول دادن با واژه هدفگذاری بسیار متفاوت است. شرایط روحی بازیکنان تیم ملی پس از شکست خانگی برابر عربستان اصلا مناسب نبود و من برای بالا بردن روحیه آنها باید از علم روانشناسی کمک میگرفتم.من قول ندادم بلکه هدفم را فقط صعود به جام جهانی ۲۰۱۰ اعلام کردم با حضورم در اردو به شیرهای آفریقا پیام دادم که مردان با تعصب ایرانی آماده اعزام به قاره سیاه هستند و در این کار روانشناسی نیز موفق بودم چون ما در ۳ بازی نتایج بدی نگرفتیم. ۵ امتیاز آن هم کسب ۲ امتیاز در خارج از خانه در آن وضعیت نامناسب برای ما خوب بود اما برای صعود کافی نبود.سیر صعودی تیم ملی را در آن ۳ مسابقه همه تائید کردند.
چند ماهی است که از آخرین مسابقه ایران برابر کره جنوبی گذشته است و من اصلا به دنبال توجیه ناکامی ایران در راه رسیده به جام جهانی نیستم اما همچنان معتقدم اگر بازیها همزمان بودند و اگر سفرهای هوایی تیم ملی در شرایط بهتری انجام میشد، ایران یکی از ۳۲ راه یافته به جام جهانی بود.شاید سخت باشد که درباره نرفتن ایران به جام جهانی حرف زد اما باید پذیرفت که قبل از دیدار با کره جنوبی شرایط کشور بیش از حد سیاسی بود و فوتبال تحت تاثیر آن قرار داشت.
همزمانی بازی عربستان و کره شمالی چه کمکی میتوانست برای موفقیت ایران داشته باشد؟اگر بازی ما کره جنوبی با دیدار تیم های عربستان و کره شمالی همزمان میشد، شک ندارم که عربستان در خانه به کره شمالی گل میزد و ما میتوانستیم برای حضور در جام جهانی فراهم میشد.
قطبی هم شانس در فوتبال را قبول دارد؟!تعریف من از شانس با تعریف بسیاری از مربیان فرق میکند. شانس در فوتبال را قبول دارم اما زمانی شانس برایم معنی واقعی پیدا می کند مواردی از قبیل تجربه، تلاش، امکانات، هماهنگی و همدلی نیز بالا باشد.ما در ورزشگاه جام جهانی سئول یک بر صفر از کره جنوبی پیش افتاده بودیم و در دقایق ۷۰ مسعود شجاعی در یک صحنه با دروازهبان حریف تک به تک شد که اگر ضربه وی به گل تبدیل میشد شرایط برایمان فرق میکرد اما این اتفاق رخ نداد تا آن روز را من «روز بد شانس» فوتبال ایران نامگذاری کنم.
گاهی اوقات انسان برای رسیدن به هدف خود بیشترین تلاشها را انجام میدهد اما سرنوشت چیزی است که نمیتوان منکر آن شد بنابراین من سرنوشت ایران در جام جهانی ۲۰۱۰ را در نرفتن آن دیدم.شانسها همیشه بخشی از سرنوشت انسانها بوده و اگر چه مردم ایران به مرور خاطرات مسابقات مرحله مقدماتی ناراحت میشوند اما انسانها باید حقایق را در این دنیا بپذیرند و نرسیدن به برخی از آروزها یکی از چیزهایی است که باید آن را قبول کرد.
برخی انتخاب قطبی در تیم ملی را به دلالی و مسایل پشت پرده ربط میدهند.
من نمی توانم در پاسخ شخصی این افراد را کوتهبین معرفی کنم اما برای دفاع از خودم از منتقدان میخواهم نگاهی به کارنامه من بیندازند تا آگاهتر از قبل شوند.البته نیمکت مربیگری تیم ملی بسیار داغ است و همه دوست دارند روزی روی چنین نیمکتی تیم ملی کشورشان را هدایت کنند اما به منتقدانم که مرا دلال معرفی میکنند باید بگویم که من سرمربی ایران هستم بنابراین حمله آنها فقط به قطبی ختم نمیشود بلکه توهین آنها پرچم یک کشور را در بر میگیرد.کار کردن در کنار مربیان بزرگ از جمله گاس هیدینگ، پیم وربیک، دیک ادووکات، استیون سامسون، بورامیلوتونویچ و ... کار راحی نیست و نمیتوان با دلالی با آنها همکار شد.صداقت و عشق بزرگترین فاکتور قطبی برای فعالیت در فوتبال است و هر کسی که این ۲ فاکتور را داشته باشد هرگز بازنده نخواهد بود.
کارنامه من نشان میدهد که قطبی دلال نیست و نیازی به حمایتها واسطهها و مسایل پشت پرده ندارد.
این روزها عدهای معتقدند قطبی در انتخاب بازیکنان تیم ملی نیز به مسایل پشت پرده توجه دارد! در واقع دعوت از برخی بازیکنان حرف و حدیثهای زیادی را در پی داشته است!
این بدبینیها از همان کوتهبینیها نشات میگیرد. من برای انتخاب بازیکنان تیم ملی معیارها و ملاکهای زیادی دارم و برای آنکه بتوانم بهترینها را به اردو دعوت کنم و با کمک همکارانم بیشتر مسابقات لیگ را از نزدیک تماشا میکنیم تا حق هیچ بازیکنی برای پوشیدن پیراهن تیم ملی ضایع نشود.
علاوه بر کارشناسان، تماشاگران و علاقمندان به فوتبال نیز استقبال خوبی از تیم ملی ندارند. نظرتان در این زمینه چیست؟
تیم ملی ایران به جام جهانی ۲۰۱۰ صعود نکرده اما با این ناکامی دنیا برای ما به آخر نرسیده است بنابراین به مردم ایران میگویم که با درس گرفتن از این شکست بار دیگر میتوانیم سر پا بایستیم و قدرت اول فوتبال آسیا شویم.شاید یک خوردن یک لیمو تراش چندان دلچسب نباشد، اما اگر همین لیمو تراش را در یک لیوان یخ دار بریزیم و کمی شکر به آن اضافه کنیم، آن وقت خوردن همین لیمو تراش لذتبخش خواهد شد. بنابراین با فوتبال ایران نیز باید این چنین رفتار کرد تا لذت ها از این ورزش پرهیجان میان شهروندان پاک نشود.
در مرحله مقدماتی جام جهانی قول صعود دادید که ممکن نشد و حالا هم قول قهرمای در جام ملتهای ۲۰۱۱ آسیا را میدهد! فکر نمینکید که اگر قهرمان نشویم افکار عمومی به قطبی بدبین میشوند؟!
من هیچ وقت قول ندادهام بلکه هدفم را بیان کردم. در زندگیام بارها زمین خوردهام اما از شکستها درس گرفتهام و در مراحل بعدی موفقتر از قبل پیش رفته ام.
پس از تساوی برابر کره جنوبی اعلام کردید که یک روز ناگفتههای بسیاری را از آن مسابقه خواهید گفت. آیا حالا زمان بیان گفتهها است یا خیر؟در آن ۱۱ روز اتفاقات زیادی در ایران رخ داد و فوتبال ملی ضربات زیادی را متحمل شد و من قصد دارم در آینده جزئیات آن را بنویسم.اتفاقات از ضعف مدیریتی AFC گرفته تا جزئیات بازی وجود داشت.اگر AFC بازی ما را همزمان میکرد با مسابقه عربستان و کره شمالی شرایط متفاوت میشد.اگر AFC به ناحق یک داور چینی برای مسابقه ایران و کره شمالی انتخاب نمیکرد، در پیونگ یانک شرایط متفاوت میشد.اگر فضای تیم ملی کاملا ورزشی میشد و صدها اگر دیگر که متاسفانه پس از ناکامی ایران برای صعود به جام جهانی کمتر کسی درباره آن صحبت کرد.اگر حالا بخواهم راجع به آن جزئیات صحبت کنم عدهای مرا محکوم به توجیه کردن میکنند اما برای ۳ بازی ایران برابر کره شمالی، کره جنوبی و امارات مطالب زیادی را خواهم نوشت.
پس از تساوی برابر کره جنوبی و شبی که کره شمالی و عربستان مساوی کردند، چه احساسی داشتید؟
با تساوی کره و عربستان در ریاض پرونده ایران برای صعود به جام جهانی ۲۰۱۰ بسته شد بنابراین طبیعی بود که غم و ناراحتی به سراغم بیاید. آن شب خودم را جای تک تک مردم ایران قرار دادم. زمانی که داور سوت پایانی را ورزشگاه سئول زد همه امیدم را به بازی در ریاض دوختم چون احساس میکردم عربستان در خانه به کره شمالی گل خواهد زد اما متاسفانه آن حس من محقق نشد و تا صبح خواب از چشمانم گرفته شد و فقط به این فکر میکردم که در راه بازگشت به تهران به مردم چه پاسخی بدهم!تیم ملی قربانی شد چرا که اگر به مرحله پلی آف میرفتیم با توجه به داشتن زمان بیشتر میتوانستیم با غلبه بر بحرین و نیوزلند راهی جام جهانی شویم.
آیا در کشورهای دیگر هم میتوان به راحتی یک سرمربی را به دلال بودن متهم کرد؟
همانطور که گفتم من به انتشار چنین مطالبی نمیتوانم واکنش تند و منفی نشان دهم. مگر با علی دایی، برانکو، امیر قلعهنویی و .... چنین برخورد میشد؟!آنها هم مثل من به دلالی، واسطهگری، بیدانشی و غیره محکوم شدند. در کشورهای پیشرفته کمتر دیده میشود که چنین تهمتهایی به مربیان زده شود.این فرهنگ درست نیست که عدهای با به خطر افتادن منافع شان چنین ادعاهایی را مطرح کنند. نحوه عقد قرارداد من با فدراسیون شفاف است و علی کفاشیان راحتتر میتواند پاسخ ادعاهای پوچ و واهی را بدهد.
فکر نمیکنید که همین صحبتها آرامش تیم ملی را بر هم میزند؟بله. در عرصه تیمداری، آرامش مهمترین فاکتور برای موفقیت یک مربی است بنابراین مسئولان ورزشی باید با چنین مواردی باید برخورد کنند. من برای ساختن فرهنگ سالم ورزشی با مسئولان سازمان تربیت بدنی نیز صحبت کردم. شاید حالا که فضای تیم ملی را سالم کردهام عدهای منافع خود را در خطر میبینند و نسبت به من واکنش منفی نشان میدهند.
برای رفع اختلافها آیا حاضر با مخالفان خود به طور مستقیم صحبت کنید؟بله. معتقدم با صحبت کردن و توضیحات شفاف میتوان سوءتفاهمها را رفع کرد.دوست دارم روی یک میز با آنها بنشینم و صحبت کنم.دوست دارم به مخالفانم بگویم که اگر تیم ملی موفق شود آنها هم سود خواهند برد بنابراین مشکلتراشی نمیتواند راهکار مناسبی برای برخورد با قطبی تلقی شود.
در زندگی تان تا چه حد به اهداف خود رسیدهاید؟
نمی توانم برای اهداف محقق شده زندگیام درصدی را تعیین کنم اما در اکثر برنامهها و خواستههایم موفق بودهام.هدف از قول دادن خیلی مهمتر است و به همین دلیل من در زندگی روزانهام اهداف زیادی را ترسیم میکنم. هر روز که از خواب بیدار میشوم هدفهایم را برنامهریزی کرده و برای عملی شدن آنها تلاش میکنم.
بزرگترین هدف قطبی برای فوتبال ایران چیست؟دوست دارم که یک روز فوتبال ایران را حرفهای کنم. ایران بازیکنان بااستعداد زیادی را در ورزش فوتبال دارد که با آموختن نکات حرفهای و تاکتیکی میتوانند حرفهای زیادی در فوتبال دنیا داشته باشد.در مدت زمان کوتاهی که روی نیمکت تیم ملی نشسته ام، تلاش زیادی برای حرفهای شدن فوتبال ایران داشتهام.فوتبال ایران هنوز با سطح اول بینالمللی فاصله بسیاری دارد اما من به آینده فوتبال ملی خیلی امیدوارم.
چرا مربیان ایرانی نتوانستهاند چنین شرایطی را برای فوتبال ایران ایجاد کنند؟ مگر قطبی چه تفاوتی با مربیان ایرانی دارد؟من ۳۰ سال تجربه کار کردن در خارج از ایران را داشتهام و فکر میکنم مربیان داخل کشور چنین تجربهای ندارند.
من با کمک گرفتن از تجارب رمبیان بزرگ اروپایی میتوانم فوتبال ایران را بینالمللی کنم.
شما ارتباط خوبی با مربیان بزرگ دنیا دارید اما چرا تاکنون تیمها و شخصیتهای بزرگ را به ایران نیاوردهاید؟
برای سفر گاس هیدینگ، پیم وربیک و دیک اردووکات به ایران بارها با آنها صحبت کردم اما هر ۳ مربی درگیر تیمهای باشگاهی و ملی بودند و به همین دلیل از سفر به تهران باز ماندند. اما سعی میکنم در آینده نزدیک شرایط حضور آنها را در داخل کشور فراهم کنم.
در مرحله سوم حضورتان در ایران ردپای قطبی در عرصه های سیاسی دیده می شود.آیا هدف خاصی از حضور در این عرصه دارید؟حرفهای زیادی برای شفافسازی اذهان عمومی ملت ایران دارم چون صحبتهای ضد و نقیض زیادی دربارهام منتشر شده است.
شنیدهام که عدهای مرا فرد سیاسی و ورزشی معرفی کردهاند در حالی که اعتراف میکنم که من اصلا هیچ سر رشتهای از سیاست ندارم و علاقه ای هم برای ورود به این عرصه ندارم.قطبی از ۳ سالگی تا حالا فقط در ورزش بوده و تخصص و زندگیاش در همین میدان خلاصه شده است.از هموطنان ایرانیام میخواهم که مرا یک فرد ورزشی بدانند و با ذهنیت سیاسی به من نگاه نکنند. قطبی با سیاست بیگانه است و ذهن و عشق من در مستطیل سبز رنگ معنی پیدا می کند.
منبع:خبرگذاری فوتبال ایران
شما میتوانید علاوه بر واردشدن از آدرس وبلاگ از آدرس زیر
نیز وارد سایت شوید: www.footballrooz.com